بُراق حامیم

پایگاه خبری تخصصی هنر ایرانی اسلامی

خانه » تازه ترین اخبار روز دنیای هنر » از «قفس معصومیت» تا قفس ابزاری‌سازی زن

از «قفس معصومیت» تا قفس ابزاری‌سازی زن

نقدی فرهنگی–تمدنی بر نمایش مد دیلارا فیندی‌کوغلو از منظر کرامت زن، عفاف و هنر مسئولانه به قلم محمد سلیمانی فر.


تحلیل هنر و مد | پایگاه خبری هنری–فرهنگی

نمایش مد «قفس معصومیت» (Cage of Innocence) اثر دیلارا فیندی‌کوغلو در هفته مد لندن، اگرچه در ظاهر با شعارهایی چون «رهایی زن» و «شکستن قیدهای تاریخی» ارائه می شود، اما در لایه‌های عمیق‌تر خود، بار دیگر مسئله‌ای دیرآشنا را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد: آیا زن در این‌گونه نمایش‌ها حقیقتاً آزاد می‌شود یا صرفاً از قفسی به قفسی دیگر—این‌بار قفس نگاه ابزاری، خشونت نمادین و کالایی‌سازی بدن—منتقل می‌گردد؟

این پرسش، از منظر هنر ایرانی–اسلامی که همواره بر کرامت ذاتی زن، عفاف، وقار و نقش تمدن‌ساز او تأکید داشته، اهمیتی دوچندان می‌یابد.


زن در هنر؛ از کرامت تا نمایش خشونت

در نمایش فیندی‌کوغلو، بدن زن آغشته به گل، لباس‌های پاره، زنجیر، دهان‌بند فلزی و ماسک‌های سنگین است. طراح می‌کوشد این عناصر را نماد «سرکوب تاریخی زن» معرفی کند؛ اما پرسش بنیادین اینجاست که:

آیا بازنمایی مکرر خشونت علیه بدن زن، خود شکلی تازه از همان خشونت نیست؟

در سنت هنر ایرانی–اسلامی، زن هرگز با بدن مجروح، تحقیرشده یا عریان از کرامت به تصویر کشیده نمی‌شود. حتی در اوج اندوه—از نگارگری تا ادبیات عاشورایی—زن با حیا، استقامت، عقلانیت و شأن انسانی شناخته می‌شود، نه با شکستن حرمت جسم و روح.


آزادی یا جابه‌جایی قفس؟

فیندی‌کوغلو مجموعه خود را با الهام از رمان «عصر معصومیت» ادیت وارتون ساخته و مدعی است که زنان را از «قفس پاکی تحمیلی» آزاد می‌کند. اما در عمل، زنِ این نمایش:

  • گریان است،
  • بدنش در معرض نگاه تماشاگران قرار دارد،
  • خشونت‌دیده و بی‌پناه تصویر می‌شود،
  • و در نهایت، به عنصری شوک‌آفرین برای مصرف رسانه‌ای بدل می‌گردد.

این همان نقطه‌ای است که آزادیِ ادعایی، جای خود را به استفاده ابزاری از زن می‌دهد؛ استفاده‌ای که نه‌تنها کرامت زن را ارتقا نمی‌دهد، بلکه او را به زبان تصویری خشونت، اغراق و هیجان فرو می‌کاهد.


نگاه هنر ایرانی–اسلامی به زن و حجاب

در منظومه فکری اسلام و هنر برآمده از آن، حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است؛ سپری برای حفظ شأن انسانی زن در برابر نگاه مصرفی. زن در این نگاه:

  • موضوع تماشا نیست،
  • ابزار اعتراض بصری نیست،
  • و کالای شوک‌آفرین رسانه‌ای محسوب نمی‌شود.

برخلاف جریان غالب مد غربی که حتی «اعتراض» را نیز به کالایی برای بازار لوکس تبدیل می‌کند، هنر مسئولانه زن را فاعل آگاه، تربیت‌کننده جامعه و ستون خانواده و تمدن می‌بیند.


تناقض گفتمان و واقعیت

نکته قابل‌تأمل آن‌که این نمایش، علی‌رغم ادعای دفاع از زنان، با حاشیه‌هایی جدی همراه شده است؛ از اتهام رفتارهای غیراخلاقی در محیط کار تا همکاری با طبقه فوق‌ثروتمندی که خود از اصلی‌ترین بهره‌برداران نظام نابرابر جهانی‌اند. این تناقض، بار دیگر نشان می‌دهد که شعار رهایی زن، اگر از اخلاق و مسئولیت اجتماعی جدا شود، به ابزاری تبلیغاتی فروکاسته می‌شود.


جمع‌بندی: زن، سوژه کرامت است نه ابزار پیام

«قفس معصومیت» اگرچه در ظاهر مدعی شکستن زنجیرهاست، اما در عمل، زن را در قفسی تازه—قفس نگاه ابزاری، خشونت نمادین و کالایی‌سازی بدن—به نمایش می‌گذارد.

از منظر هنر ایرانی–اسلامی، رهایی زن نه در برهنگی، نه در زنجیر و نه در فریادهای نمایشی، بلکه در آگاهی، عفاف، اختیار، نقش‌آفرینی اجتماعی سالم و حفظ کرامت انسانی معنا پیدا می‌کند. هنری که زن را ابزار نمی‌کند، بلکه شأن او را پاس می‌دارد، می‌تواند مدعی تحول فرهنگی باشد؛ در غیر این صورت، حتی جسورترین فرم‌ها نیز به بازتولید همان قفس‌های قدیمی خواهند انجامید.


حجاب مایه تشخص و آزادی زن است
حجاب مایه‌ی تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ی مادیگرایان، مایه‌ی اسارت زن نیست…. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذاری زن است، سنگین شدن کفه‌ی آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلی قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ی حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمتهای الهی است. ۱۳۹۱/۰۲/۲۳

محمد سلیمانی فر

مدیر مسئول پایگاه خبری هنری بُراق حامیم