شهید والامقام حاج طاهر سلیمانیفر از جمله دلاوران و ایثارگرانی بود که عمر خویش را در راه دفاع از آرمانهای اسلام و وطن عزیز ایران صرف کرد. او پیش از آغاز رسمی جنگ تحمیلی، با حضور در جمع سنگرسازان بیسنگر، در مقابله با متجاوزان به خاک کشور، نقش مؤثری در پاسداری از مرزها و امنیت کشور ایفا کرد.
شهید طاهر سلیمانیفر در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۳۷ در شهر اردبیل چشم به جهان گشود. او از همان سالهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی به فعالیتهای جهادی روی آورد و بهعنوان یکی از جهادگران پرتلاش در گروه «سنگرسازان بیسنگر» در خدمت جهاد سازندگی قرار گرفت.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سلیمانیفر راهی جبهههای نبرد شد و در مناطق عملیاتی مختلف از جمله فاو، شلمچه و بستان حضور یافت. او در ساخت سنگرها، جادهها و تأسیسات پشتیبانی رزمندگان نقش برجستهای ایفا کرد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت. در جریان عملیات والفجر ۸ و نبرد فاو، ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و وی بر اثر استنشاق گاز خردل به شدت آسیب دید. این آلودگی تا پایان عمر با او باقی ماند و موجب رنجهای فراوان جسمی و تنفسی شد.
پس از سالها تحمل عوارض ناشی از جنگ، سرانجام در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ به فیض شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت زهرا در تهران آرام گرفت.
با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، سلیمانیفر راهی جبهههای نبرد شد و در مناطق عملیاتی مختلف از جمله فاو، شلمچه و بستان حضور یافت. او در ساخت سنگرها، جادهها و تأسیسات پشتیبانی رزمندگان نقش برجستهای ایفا کرد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت. در جریان عملیات والفجر ۸ و نبرد فاو، ارتش عراق از سلاحهای شیمیایی استفاده کرد و وی بر اثر استنشاق گاز خردل به شدت آسیب دید. این آلودگی تا پایان عمر با او باقی ماند و موجب رنجهای فراوان جسمی و تنفسی شد.
پس از سالها تحمل عوارض ناشی از جنگ، سرانجام در تاریخ ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ به فیض شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش در گلزار شهدای بهشت زهرا در تهران آرام گرفت.
بخشی از وصیتنامه شهید
«این چند سطر را مینویسم نه برای آنکه نامی از من بماند، بلکه برای آنکه راهی که برگزیدهام روشن و بیتردید بر جان آیندگان بتابد.
ای خدای بیهمتا! شکر که مرا در زمانهای آفریدی که لایق دانستی تا قطرهای کوچک از دریای بیکران جهاد در راهت باشم.
معبود من! اگر هزار بار به دنیا آیم و هزار بار مرا بکشند، باز دست از دفاع از وطن، ناموس و ارزشهای انسانی برنمیدارم.
ای ملت بزرگ ایران! مبادا فریب دنیا و زر و زیور آن شما را از یاد خون شهیدان غافل کند.
برادران و خواهرانم! جهاد تنها در میدان جنگ نیست. امروز که دشمن با بمب و موشک و گازهای شیمیایی بر پیکر ما میتازد، فردا با سست کردن ایمان، با تبلیغات و وسوسهها بر روح و اندیشه شما حمله خواهد کرد. پس همانگونه که ما در خاکریزها ایستادیم، شما در سنگر ایمان و اخلاق و عدالت بایستید.
ای مادر عزیزم! میدانم داغ فرزند سخت است، اما مبادا بر رفتنم گریه کنی. گریه کن بر حسین(ع) و یارانش که در کربلا بیکس ماندند. مرا در کنار همرزمانم به خاک بسپار و بگو: «خدایا، این امانت را در راهت تقدیم کردیم.»
وصیت آخرم به همه نسلها این است: راه شهدا را گم نکنید. این راه، راه بندگی است؛ راهی است که از خاکریز شلمچه آغاز میشود و به آسمان کربلا و قدس شریف ختم خواهد شد.»
ای خدای بیهمتا! شکر که مرا در زمانهای آفریدی که لایق دانستی تا قطرهای کوچک از دریای بیکران جهاد در راهت باشم.
معبود من! اگر هزار بار به دنیا آیم و هزار بار مرا بکشند، باز دست از دفاع از وطن، ناموس و ارزشهای انسانی برنمیدارم.
ای ملت بزرگ ایران! مبادا فریب دنیا و زر و زیور آن شما را از یاد خون شهیدان غافل کند.
برادران و خواهرانم! جهاد تنها در میدان جنگ نیست. امروز که دشمن با بمب و موشک و گازهای شیمیایی بر پیکر ما میتازد، فردا با سست کردن ایمان، با تبلیغات و وسوسهها بر روح و اندیشه شما حمله خواهد کرد. پس همانگونه که ما در خاکریزها ایستادیم، شما در سنگر ایمان و اخلاق و عدالت بایستید.
ای مادر عزیزم! میدانم داغ فرزند سخت است، اما مبادا بر رفتنم گریه کنی. گریه کن بر حسین(ع) و یارانش که در کربلا بیکس ماندند. مرا در کنار همرزمانم به خاک بسپار و بگو: «خدایا، این امانت را در راهت تقدیم کردیم.»
وصیت آخرم به همه نسلها این است: راه شهدا را گم نکنید. این راه، راه بندگی است؛ راهی است که از خاکریز شلمچه آغاز میشود و به آسمان کربلا و قدس شریف ختم خواهد شد.»













