بُراق حامیم

پایگاه خبری تخصصی هنر ایرانی اسلامی

خانه » تازه ترین اخبار روز دنیای هنر » سعدی شیرازی؛ استاد سخن و نماد هنر ایرانی‌اسلامی در ادبیات جهان

سعدی شیرازی؛ استاد سخن و نماد هنر ایرانی‌اسلامی در ادبیات جهان

سعدی شیرازی

در روز بزرگداشت سعدی، پایگاه خبری هنری «بُراق حامیم» در گزارشی جامع به واکاوی ابعاد کمترشناخته شده زندگی و اندیشه‌های این استاد بی‌بدیل سخن فارسی می‌پردازد. سعدی که به حق او را «معلم اخلاق» و «پدر فرهنگ ایرانی» خوانده‌اند، با آثارش مرزهای زمان و جغرافیا را درنوردیده است.

 

به گزارش پایگاه خبری هنری بُراق حامیم، سعدی شیرازی یکی از برجسته‌ترین چهره‌های ادبیات فارسی و هنر ایرانی‌اسلامی است که با خلق آثاری چون «گلستان» و «بوستان»، گنجینه‌ای از حکمت، اخلاق و زیبایی‌شناسی را به جهان عرضه کرده است.

  زندگی پربار سعدی:

متولد شیراز  در قرن هفتم هجری، سعدی سال‌ها در سفر بود تا از فرهنگ‌های مختلف بهره ببرد. آثار او ترکیبی از نظم و نثر با مضامین اخلاقی، اجتماعی و عرفانی است که با بیانی ساده و عمیق، مخاطب را جذب می‌کند.

  آثار ماندگار:

–   «گلستان»   (نثر آهنگین و پندآموز)

–   «بوستان»   (مثنوی اخلاقی)

–   دیوان اشعار   (غزلیات عاشقانه و حکیمانه)

  سعدی و هنر اسلامی:

اشعار سعدی آمیخته با مفاهیم قرآنی و سنت نبوی است و او را به‌عنوان پل ارتباطی بین ادبیات و تعالیم اسلامی معرفی می‌کند.

سعدی در جوانی شیراز را به قصد تحصیل ترک کرد و حدود ۳۰ سال در سرزمین‌های گوناگون سفر کرد. از بغداد تا شام و از حجاز تا یمن، هرجا که رفت، دانش اندوخت و تجربه‌های ناب انسانی را ثبت کرد. این سفرها چنان در عمق بخشیدن به نگاه او تأثیر گذاشت که خود می‌گوید:

بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
صوفی نشود صافی تا درنکشد جامی

گر پیر مناجات است ور رند خراباتی
هر کس قلمی رفته‌ست بر وی به سرانجامی

فردا که خلایق را دیوان جزا باشد
هر کس عملی دارد من گوش به انعامی

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گلی داری من عشق گل اندامی

سروی به لب جویی گویند چه خوش باشد
آنان که ندیدستند سروی به لب بامی

روزی تن من بینی قربان سر کویش
وین عید نمی‌باشد الا به هر ایامی

ای در دل ریش من مهرت چو روان در تن
آخر ز دعاگویی یاد آر به دشنامی

باشد که تو خود روزی از ما خبری پرسی
ور نه که برد هیهات از ما به تو پیغامی

گرچه شب مشتاقان تاریک بود اما
نومید نباید بود از روشنی بامی

سعدی به لب دریا دردانه کجا یابی
در کام نهنگان رو گر می‌طلبی کامی

 

۲. مکتب سعدی؛ تلفیق زیبایی و اخلاق

سعدی در آثارش به‌ویژه «گلستان» و «بوستان»، هنرمندانه زیبایی‌های ادبی را با پیام‌های اخلاقی درهم آمیخت. ویژگی‌های منحصربه‌فرد سبک سعدی:

–   سادگی بیان   همراه با عمق معنا

–   استفاده از تمثیل‌های   گویا و ملموس

–   ترکیب شعر و نثر   به شیوه‌ای بدیع

–   نگاه انسانی   فراتر از مرزهای دین و ملیت

 

۳. تأثیر سعدی بر فرهنگ جهانی

آثار سعدی به بسیاری از زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده‌اند. «گلستان» او نخستین کتاب فارسی بود که در اروپا (قرن ۱۷ میلادی) به زبان فرانسوی ترجمه شد. امروزه در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان، آثار سعدی به عنوان نمونه‌ای از ادبیات تعلیمی تدریس می‌شود.

 

۴. سعدی در کلام بزرگان

–   گوته   (شاعر آلمانی): «سعدی نه تنها متعلق به ایرانیان، که متعلق به تمام بشریت است.»

–   امرسون   (فیلسوف آمریکایی): «سعدی شاعری است که می‌تواند در چند کلمه، عمیق‌ترین حقایق را بیان کند.»

 

۵. آرامگاه سعدی؛ نماد هنر معماری ایرانی

آرامگاه سعدی در شیراز (سعدیه) که توسط محسن فروغی طراحی شده، خود شاهکاری از معماری ایرانی-اسلامی است و سالانه پذیرای هزاران علاقه‌مند از سراسر جهان می‌باشد.

 

سعدی شیرازی با خلق آثاری جهان‌شمول، نه تنها گنجینه‌ای از ادب پارسی، بلکه میراثی ارزشمند برای تمام انسان‌های آزاده جهان آفریده است. همان‌گونه که خود می‌فرماید:

به نام خداوند جان و خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد

خداوندِ نام و خداوندِ جای
خداوندِ روزی‌دِهِ رهنمای

خداوند کیوان و گَردان‌سپهر
فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر

ز نام و نشان و گمان برتر است
نگارندهٔ برشده پیکر است

به بینندگان آفریننده را
نبینی مرنجان دو بیننده را

نیابد بدو نیز اندیشه راه
که او برتر از نام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد
نیابد بدو راه جان و خرد

خرد گر سخن برگزیند همی
همان را گزیند که بیند همی

ستودن نداند کس او را چو هست
میانْ بندگی را ببایدْت بست

خرد را و جان را همی‌سَنجد اوی
در اندیشهٔ سَخته کِی گُنجد اوی؟

بدین آلت رای و جان و زبان
ستود آفریننده را کِی توان؟

به هستیش باید که خستو شوی
ز گفتار بیکار یکسو شوی

پرستنده باشیّ و جوینده راه
به ژرفی به فرمانْش کردن نگاه

توانا بود هر که دانا بود
ز دانش دل پیر برنا بود

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست
ز هستی مر اندیشه را راه نیست