بُراق حامیم

پایگاه خبری تخصصی هنر ایرانی اسلامی

خانه » تازه ترین اخبار روز دنیای هنر » پایان کالوین تامکینز؛ پایان یک قرن روایتگری هنر

پایان کالوین تامکینز؛ پایان یک قرن روایتگری هنر

کالوین تامکینز، منتقد نامدار مجله نیویورکر و راوی زندگی هنرمندانی چون مارسل دوشان، در صد سالگی درگذشت. این رویداد بازتاب گسترده‌ای در جهان هنر و میان منتقدان هنر ایرانی داشت.


به گزارش پایگاه خبری هنری بُراق حامیم و به نقل از رسانه معتبر آرت‌نیوز (Artnews)، کالوین تامکینز (Calvin Tomkins)، نویسنده و منتقد باسابقه مجله نیویورکر که چهره هنرمندان پیشرو را برای دهه‌ها ترسیم کرد، روز جمعه در سن صد سالگی درگذشت. دودی کازانجیان، همسر این نویسنده، تایید کرد که او بر اثر عوارض ناشی از یک سکته مغزی در خانه خود واقع در شهر میدل‌تاون در ایالت رود آیلند چشم از جهان فروبست. خبرگزاری‌های معتبر جهانی نیز این ضایعه را پوشش دادند. ما در این گزارش، این رویداد مهم را با نگاهی تحلیلی به پیوندهای پنهان روش‌شناسی او با سنت‌های هنر ایرانی اسلامی بررسی می‌کنیم و ابعاد مختلف زندگی او را می‌شکافیم.

 

میراث کالوین تامکینز در نقد و معرفی هنر

کالوین تامکینز از اوایل دهه ۱۹۶۰ میلادی، با نگارش پروفایل‌های دقیق و جستجوگرانه، درک عمومی جامعه را از هنر پس از جنگ جهانی دوم متحول ساخت. او هنرمندانی مانند مارسل دوشان، اندی وارهول، و رابرت راشنبرگ را از گالری‌های تاریک و حاشیه‌ای شهر نیویورک بیرون کشید و هنر آنها را به متن فرهنگ عمومی جامعه وارد کرد. تامکینز به جای استفاده از زبانی پیچیده و غیرقابل فهم که منتقدان کلاسیک به کار می‌گرفتند، داستان زندگی هنرمندان را با نثری شیوا و روایی بیان کرد. او نشان داد که چگونه زندگی شخصی هنرمند با آثار او در هم می‌آمیزد و معنایی تازه خلق می‌کند. سردبیر مجله نیویورکر، دیوید رمنیک، در پیامی یادآور شد که تامکینز تنها چند ماه از خود مجله نیویورکر جوان‌تر بود و بیش از نیم قرن از عمر خود را وقف روایتگری صادقانه هنر کرد.

 

پیوند با سنت تذکره‌نویسی در هنر ایرانی اسلامی

هنگامی که ما از منظر هنر ایرانی اسلامی به کارنامه کالوین تامکینز نگاه می‌کنیم، شباهت‌های شگفت‌انگیزی را میان روش او و سنت دیرینه «تذکره‌نویسی» می‌یابیم. در تاریخ هنر اسلامی، تذکره‌نویسان برجسته تنها به توصیف ظاهری آثار هنری یا خطوط خوشنویسان بسنده نمی‌کردند؛ بلکه آنها احوالات درونی، سلوک معنوی، و شیوه زیست هنرمند، خطاط، یا نگارگر را با دقت ثبت می‌کردند. کالوین تامکینز نیز دقیقاً همین مسیر را در بستر هنر غرب طی کرد. او باور عمیقی داشت که شناخت هنر بدون شناخت روح و روان هنرمند ممکن نیست.

 

نکته قابل توجه این است که او در سال ۲۰۲۳ میلادی و در دهه نود زندگی خود، به سراغ یک هنرمند زن ایرانی-آمریکایی به نام طلا مدنی رفت و پروفایلی عمیق از او نوشت. این توجه نشان می‌دهد که تامکینز مرزهای جغرافیایی را به رسمیت نمی‌شناخت و همواره به دنبال کشف حقیقت هنر در فرهنگ‌های گوناگون بود. او در یکی از آخرین مصاحبه‌های خود با فروتنی گفت: «هنر برای من هنوز یک راز بزرگ است و همه‌چیز روز به روز پیچیده‌تر می‌شود». این نگاه رازآلود به ماهیت هنر، قرابت و نزدیکی بسیاری با نگاه عرفانی هنرمندان مسلمان دارد که هنر را تجلی رازهای الهی و درونی می‌دانند و همواره خود را در جستجوی عظمت زیبایی می‌بینند.

 

مسیر زندگی و دستاوردهای برجسته مکتوب

کالوین تامکینز در ۱۷ دسامبر ۱۹۲۵ در شهر اورنج ایالت نیوجرسی پا به عرصه وجود گذاشت. او تحصیلات عالی خود را در دانشگاه معتبر پرینستون به پایان رساند. او ابتدا فعالیت حرفه‌ای خود را به عنوان یک داستان‌نویس آغاز کرد و اولین رمان خود را در سال ۱۹۵۱ میلادی منتشر ساخت، اما خیلی زود مسیر حرفه‌ای خود را به سمت روزنامه‌نگاری تغییر داد. تامکینز در طول عمر پربار خود، هجده جلد کتاب ارزشمند منتشر کرد که از مهم‌ترین آنها می‌توان به زندگی‌نامه جامع مارسل دوشان و کتاب پرفروش «خوب زیستن بهترین انتقام است» اشاره کرد. او آرشیو ارزشمند نامه‌ها و یادداشت‌های خود را در سال ۲۰۰۲ به موزه هنر مدرن نیویورک اهدا کرد تا پژوهشگران آینده بتوانند از این گنجینه بی‌نظیر استفاده کنند.

 

تحلیل خبر: تامکینز و نیاز امروز جامعه هنری

مرگ کالوین تامکینز تنها از دست رفتن یک روزنامه‌نگار یا منتقد ساده نیست؛ بلکه پایان یک عصر طلایی در روایتگری هنر به شمار می‌رود. در دنیای پرشتاب امروز که نقد هنری غالباً به سمت تحلیل‌های خشک آکادمیک یا واکنش‌های سطحی در شبکه‌های اجتماعی سوق پیدا می‌کند، ما جای خالی نگاه انسانی و جامع‌نگر تامکینز را به شدت احساس می‌کنیم.

 

از دیدگاه پایگاه خبری هنری بُراق حامیم و با تکیه بر مبانی اصیل هنر ایرانی اسلامی، هنر یک پدیده مجرد و جدا از روح انسان نیست، بلکه بازتابی روشن از «انسان کامل» و مسیر رشد معنوی اوست. تامکینز این حقیقت بنیادین را در بستر هنر مدرن و معاصر غرب به خوبی درک کرد. او ثابت کرد که کلمه و ادبیات، رسانه‌ای قدرتمند برای بازنمایی روح هنر هستند و روزنامه‌نگاری هنری می‌تواند به جایگاهی در حد خلق یک اثر هنری ارتقا یابد.

 

فقدان این نویسنده بزرگ به ما یادآوری می‌کند که جامعه هنری ما نیز امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند منتقدانی است که به جای صدور احکام قطعی و خشک، با فروتنی در برابر راز هنر بایستند و داستان زندگی هنرمندان را برای آیندگان روایت کنند. توجه مدیران و رسانه‌ها به این رویکرد عمیق، جریان نقد هنری را در کشورهای اسلامی و به ویژه ایران، از نقدهای فرمالیستی صرف به سمت نقدهای انسان‌محور، اخلاقی و معناگرا هدایت می‌کند و پیوند میان مردم عادی و هنرمندان را دوباره استحکام می‌بخشد.

 

*(منبع: پایگاه خبری هنری بُراق حامیم / با ارجاع به گزارش Artnews)*