جوئل شاپس، مجسمهساز ۸۲ ساله، با نمایش ۱۶ اثر نورانی از سنگ مرمر، کریستال و نئون در رویداد «هنر پس از تاریکی» منطقه هنری ناپل حضور مییابد.
ترکیب سنگ و نور در مجسمههای جوئل شاپس
به گزارش پایگاه خبری هنری براق حامیم منطقه هنری ناپل در رویداد «هنر پس از تاریکی» میزبان مجموعهای از مجسمههای نورانی جوئل شاپس خواهد بود. این هنرمند ۸۲ ساله، ۱۶ اثر هنری را به نمایش میگذارد که با ترکیب سنگهای شفاف، مرمر سفید، کریستال و نورپردازی نئون ساخته شدهاند.
به گزارش بُراق حامیم، بر اساس گزارش رسانه آمریکایی WGCU، این مجموعه با عنوان «آثار هنری شبانه» شناخته میشود و بر تعامل میان مواد طبیعی و نور مصنوعی تمرکز دارد.
در این آثار، سنگهای مرمر سفید و کریستال در کنار نور نئون قرار میگیرند تا جلوههایی بصری ایجاد کنند که در تاریکی و شرایط نورپردازی شبانه نمود بیشتری پیدا میکنند.
«هنر پس از تاریکی»؛ تجربهای متفاوت از مجسمهسازی
نمایش این مجموعه در چارچوب رویداد «هنر پس از تاریکی» برگزار میشود؛ رویدادی که فضای منطقه هنری ناپل را به بستری برای مواجهه مخاطبان با آثار هنری در ساعات شب تبدیل میکند.

ترکیب سنگهای طبیعی با نور نئون، امکان تجربه متفاوتی از حجم، شفافیت و بازتاب نور فراهم میکند. در این شیوه، نور تنها عنصری برای روشن کردن مجسمه نیست، بلکه بخشی از ساختار بصری اثر به شمار میرود.

شانزده اثر شاپس در این رویداد، نمونهای از کاربرد نور در مجسمهسازی و ایجاد ارتباط میان مواد سنتی و عناصر فناورانه هستند.
تحلیل بُراق حامیم
وقتی نور به ماده هنری تبدیل میشود
آثار جوئل شاپس نمونهای از ظرفیتهای تلفیق مجسمهسازی سنتی با عناصر نورپردازی معاصر است. مرمر و کریستال، موادی با سابقه طولانی در هنرهای تجسمی و پیکرتراشی هستند؛ اما استفاده از نور نئون در کنار آنها، امکان شکلگیری تجربهای متفاوت از حجم و فضا را فراهم میکند.
در مجسمهسازی کلاسیک، هنرمند معمولاً با تراش، حذف و پرداخت ماده، فرم نهایی را ایجاد میکند. در مقابل، در آثار مبتنی بر نور، بخشی از تجربه اثر به شرایط محیطی، شدت روشنایی، بازتاب و زاویه دید مخاطب وابسته میشود. به این ترتیب، مجسمه از یک حجم ثابت فراتر میرود و در تعامل با محیط پیرامون معنا و جلوه پیدا میکند.
نکته قابل توجه در این مجموعه، همنشینی دو جهان مادی متفاوت است: سنگ طبیعی با بافت و وزن محسوس خود، در کنار نور مصنوعی که ماهیتی غیرمادی و متغیر دارد. این تضاد میتواند توجه مخاطب را به رابطه میان استحکام و شفافیت، سکون و حرکت و ماده و ادراک جلب کند.
از منظر هنر معاصر، چنین تجربههایی نشان میدهند که مرز میان مجسمهسازی، طراحی نور و هنر محیطی تا چه اندازه قابلیت گسترش دارد. البته ارزیابی دقیق زبان بصری و کیفیت اجرایی آثار شاپس، به مشاهده مستقیم مجموعه و بررسی جزئیات فنی آن نیازمند است.
از نگاه بُراق حامیم، تجربه جوئل شاپس یادآور این نکته است که مواد سنتی هنر، با تغییر شیوه ارائه و ترکیب با فناوریهای جدید، همچنان ظرفیت خلق بیانهای تازه را دارند. این رویکرد میتواند برای هنرمندان ایرانی نیز الهامبخش باشد؛ بهویژه در تجربههای میانرشتهای که سنگ، شیشه، فلز، نور و عناصر معماری را در قالب آثار حجمی و چیدمانهای معاصر به کار میگیرند.

مطالب جالب
روایت هویت در گنجینه هنر معاصر
پرونده قضایی برای نمایشگاه هنر تهران
نمایشگاه تجهیزات تجسمی