بُراق حامیم

پایگاه خبری تخصصی هنر ایرانی اسلامی

خانه » تازه ترین اخبار روز دنیای هنر » روز جهانی عکاسی؛ از داگرئوتیپ تا حافظه تصویری ایران

روز جهانی عکاسی؛ از داگرئوتیپ تا حافظه تصویری ایران

۱۹ اوت، روز جهانی عکاسی، فرصتی برای بازخوانی نقش تصویر در ثبت تاریخ، فرهنگ و هنر و بررسی جایگاه عکاسی در هویت ایرانی است.


۱۹ اوت؛ روزی که تصویر جهانی شد

به گزارش پایگاه خبری هنری براق حامیم، ۱۹ اوت در تقویم فرهنگی جهان به‌عنوان روز جهانی عکاسی شناخته می‌شود؛ مناسبتی که ریشه آن به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف تاریخ فناوری و هنر در قرن نوزدهم بازمی‌گردد.

 

در ۱۹ اوت ۱۸۳۹، فرآیند داگرئوتیپ، ابداع لویی ژاک مانده داگر، در پاریس به‌صورت رسمی معرفی شد. دولت فرانسه حقوق این فرآیند را در اختیار گرفت و آن را برای استفاده عمومی در دسترس قرار داد؛ اقدامی که به گسترش سریع عکاسی در نقاط مختلف جهان کمک کرد.

موزه متروپولیتن گزارش می‌دهد که آکادمی علوم فرانسه پیش از آن، در هفتم ژانویه ۱۸۳۹، نمونه‌هایی از این فناوری را مشاهده کرده بود، اما نشست ۱۹ اوت نقطه‌ای تعیین‌کننده در اعلام عمومی روش داگرئوتیپ محسوب می‌شود.

داگرئوتیپ تصویری مستقیم و بسیار دقیق روی صفحه‌ای از مس با پوشش نقره ایجاد می‌کرد. برخلاف بسیاری از روش‌های عکاسی بعدی، این فرآیند نگاتیو تولید نمی‌کرد و هر تصویر یک نمونه منحصربه‌فرد محسوب می‌شد.

 

عکاسی؛ پیوند علم، هنر و حافظه

عکاسی از همان ابتدا تنها یک فناوری برای ثبت چهره‌ها نبود. این رسانه به سرعت میان هنر، علم، تاریخ، جغرافیا و مطالعات اجتماعی جایگاه پیدا کرد.

موزه متروپولیتن تأکید می‌کند که هنرمندان، دانشمندان، کاوشگران و باستان‌شناسان از دوربین برای ثبت موضوعاتی استفاده کردند که پیش از آن عمدتاً با نقاشی و طراحی ثبت می‌شدند. عکاسی امکان ثبت جزئیات معماری، مناظر، اشخاص و آثار تاریخی را با دقتی تازه فراهم کرد.

این تحول، مفهوم «حافظه تصویری» را نیز تغییر داد. انسان برای نخستین بار توانست لحظه‌ای از واقعیت را با سرعت و دقتی متفاوت از هنرهای تصویری سنتی ثبت و برای نسل‌های آینده حفظ کند.

از همین منظر، عکاسی را نمی‌توان صرفاً یک فناوری تصویربرداری دانست. دوربین به ابزاری برای روایت تاریخ تبدیل شد؛ ابزاری که هم می‌توانست زندگی روزمره مردم را ثبت کند و هم قدرت، معماری، آیین‌ها، شهرها و تحولات اجتماعی را در برابر نگاه نسل‌های بعد قرار دهد.

 

ورود دوربین به ایران

تاریخ عکاسی در ایران نیز فاصله زیادی با پیدایش این فناوری در اروپا ندارد.

بر اساس پژوهش‌های منتشرشده از سوی موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین، دوربین‌های داگرئوتیپ در اوایل دهه ۱۸۴۰ به ایران راه یافتند. این منبع گزارش می‌دهد که در سال ۱۸۴۲، محمدشاه قاجار دو دوربین داگرئوتیپ دریافت کرد؛ یکی از سوی ملکه ویکتوریا و دیگری از طرف تزار نیکلای اول.

اسمیتسونین همچنین ژول ریشار، فرانسوی مقیم تهران، را بر اساس شواهد موجود از نخستین عکاسان فعال در ایران معرفی می‌کند. او در سال ۱۸۴۴ به تهران آمد و بر اساس خاطرات خود، از محمدشاه و ولیعهد ناصرالدین میرزا داگرئوتیپ تهیه کرد؛ هرچند این تصاویر تاکنون شناسایی نشده‌اند.

ورود دوربین به ایران در دوره قاجار، تنها یک تحول فناورانه نبود. این ابزار به‌تدریج با ساختار دربار، آموزش، معماری، سفر، مطالعات تاریخی و زندگی اجتماعی پیوند خورد.

 

ناصرالدین‌شاه؛ شاه قاجار و عکاس دربار

در میان شخصیت‌های تاریخ اولیه عکاسی ایران، ناصرالدین‌شاه قاجار جایگاه ویژه‌ای دارد.

او پس از رسیدن به سلطنت در سال ۱۸۴۸ به عکاسی علاقه‌مند شد و در دهه‌های بعد، عکاسی را به یکی از فعالیت‌های مهم دربار تبدیل کرد. اسمیتسونین می‌گوید در دهه ۱۸۶۰ یک موقعیت رسمی برای عکاس دربار ایجاد شد و استودیو و تاریکخانه عکاسی در مجموعه کاخ گلستان فعالیت می‌کرد.

ناصرالدین‌شاه خود نیز عکاسی می‌کرد و به‌تدریج عکاسان درباری و متخصصانی در زمینه ظهور و چاپ تصاویر در کنار او فعالیت کردند.

این روند نشان می‌دهد که فناوری جدید در ایران صرفاً وارداتی باقی نماند؛ بلکه در ساختار فرهنگی و هنری کشور جذب شد و به بخشی از تجربه تصویری جامعه ایرانی تبدیل شد.

 

عکاسی و ثبت میراث ایران

یکی از مهم‌ترین کارکردهای عکاسی در ایران، ثبت بناها، شهرها، مردم و میراث تاریخی کشور بود.

پژوهش‌های موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین نشان می‌دهد که ارنست هولتسر، مهندس آلمانی که از سال ۱۸۶۳ تا میانه دهه ۱۸۸۰ در ایران زندگی کرد، حدود سه هزار نگاتیو شیشه‌ای از ایران تهیه کرد. بخش مهمی از این تصاویر امروز در موزه ملی قوم‌شناسی لیدن در هلند نگهداری می‌شود.

چنین مجموعه‌هایی امروز ارزش تاریخی دوگانه دارند: از یک سو آثار عکاسی محسوب می‌شوند و از سوی دیگر، اسناد بصری ارزشمندی از ایران دوره قاجار به شمار می‌روند.

عکاسی از معماری ایرانی، بازارها، شهرها، کاخ‌ها، بناهای مذهبی و تاریخی و همچنین مردم و مشاغل، تصویری از جامعه‌ای را ثبت کرد که بخش‌هایی از آن در جریان تحولات سیاسی و اجتماعی قرن‌های بعد تغییر کرد یا از میان رفت.

 

از کاخ و دربار تا جامعه

مسیر عکاسی در ایران به تدریج از فضای دربار فاصله گرفت.

با گسترش فناوری و تغییرات اجتماعی، دوربین وارد زندگی عمومی‌تر شد و عکاسی از چهره‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، رویدادهای عمومی و زندگی روزمره را نیز دربر گرفت. مرکز فرهنگی ایران نیز در گزارشی تاریخی اشاره می‌کند که با آغاز جنبش مشروطه، عکاسی از چارچوب ثبت چهره‌های سلطنتی و بناهای شاخص فراتر رفت و به فضای عمومی و سیاسی جامعه وارد شد.

این تحول، عکاسی را به رسانه‌ای برای ثبت تغییرات اجتماعی تبدیل کرد؛ رسانه‌ای که در کنار مطبوعات، پوستر و دیگر اشکال ارتباط تصویری، نقش مهمی در شکل‌گیری فرهنگ دیداری ایران ایفا کرد.

 

عکاسی در امتداد هنر ایرانی ـ اسلامی

در ایران، عکاسی با سنتی چندصدساله از تصویرسازی، نگارگری، خوشنویسی، معماری و تزئینات هنری مواجه شد.

ورود دوربین به این سرزمین به معنای پایان هنرهای تصویری پیشین نبود. برعکس، عکاسی در تعامل با آنها رشد کرد و حتی بر شیوه بازنمایی چهره، معماری و فضا تأثیر گذاشت.

موزه متروپولیتن در بررسی یکی از تصاویر ناصرالدین‌شاه نشان می‌دهد که عکس در دوره قاجار گاه به‌عنوان مبنایی برای تولید نقاشی نیز استفاده می‌شد و هنرمند می‌توانست بر اساس تصویر عکاسانه، رنگ‌ها و عناصر تزئینی را تغییر دهد.

از این منظر، تاریخ عکاسی ایران بخشی از تاریخ تحول هنر ایرانی ـ اسلامی در مواجهه با فناوری مدرن محسوب می‌شود.

 

عکاسی امروز؛ از سند تا اثر هنری

در قرن بیست‌ویکم، عکاسی از مرز ثبت واقعیت عبور کرده است.

عکاس امروز می‌تواند از دوربین برای مستندسازی میراث فرهنگی، روایت مسائل اجتماعی، خلق آثار مفهومی، ثبت آیین‌ها، بازنمایی معماری و حتی تولید آثار هنری مستقل استفاده کند.

در عصر تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی، تولید تصویر نیز از انحصار عکاسان حرفه‌ای خارج شده است. با این حال، افزایش تعداد تصاویر الزاماً به معنای افزایش کیفیت روایت تصویری نیست.

همین موضوع اهمیت سواد بصری، اخلاق عکاسی، اصالت تصویر و مسئولیت عکاس را افزایش داده است.

روز جهانی عکاسی در چنین شرایطی می‌تواند فرصتی برای توجه دوباره به این پرسش باشد که یک تصویر چگونه تاریخ می‌سازد، چگونه فرهنگ را معرفی می‌کند و چگونه می‌تواند بر برداشت نسل‌های آینده از یک جامعه تأثیر بگذارد.

 

تحلیل بُراق حامیم

عکاسی در ایران را باید فراتر از یک فناوری وارداتی و در چارچوب تحولات هنر و فرهنگ ایرانی بررسی کرد. دوربین زمانی وارد ایران شد که جامعه ایرانی با سنت‌های ریشه‌دار نگارگری، نقاشی، خوشنویسی، معماری و هنرهای تزئینی زندگی می‌کرد. بنابراین، عکاسی در ایران در خلأ فرهنگی شکل نگرفت؛ بلکه با یک نظام تصویری و زیبایی‌شناختی موجود وارد گفت‌وگو شد.

اهمیت تاریخی این موضوع در آن است که عکاسی توانست بخش‌هایی از میراث ایران را که ممکن بود در اثر فرسایش زمان، تغییرات شهری یا تحولات اجتماعی از میان بروند، در قالب سند تصویری ثبت کند. تصاویر دوره قاجار امروز فقط نمونه‌هایی از هنر عکاسی نیستند؛ آنها منابعی برای مطالعه پوشش، معماری، مناسبات اجتماعی، چهره شهرها، آیین‌ها و ساختار قدرت در ایران محسوب می‌شوند.

از منظر هنر ایرانی ـ اسلامی، این ظرفیت اهمیت بیشتری دارد. معماری مسجد، مدرسه، بازار، خانه‌های تاریخی، گنبدها، کاشی‌کاری‌ها، مقرنس‌ها و کتیبه‌های خوشنویسانه، همگی بخشی از هویت بصری ایران هستند و عکاسی می‌تواند در مستندسازی و معرفی آنها نقش تعیین‌کننده داشته باشد.

با این حال، عکاسی معاصر تنها زمانی می‌تواند به میراث فرهنگی خدمت کند که میان زیبایی‌شناسی و مسئولیت تاریخی تعادل برقرار کند. تصویر نباید صرفاً برای جذابیت بصری تولید شود؛ بلکه می‌تواند حامل اطلاعات، حافظه و روایت باشد.

از این منظر، روز جهانی عکاسی برای ایران فرصتی است تا عکاسی را نه فقط به‌عنوان هنر ثبت لحظه، بلکه به‌عنوان یکی از ابزارهای حفظ حافظه تاریخی و بازنمایی تمدن ایرانی ـ اسلامی مورد توجه قرار دهد. آینده این هنر نیز به میزان پیوند میان فناوری‌های نوین، خلاقیت هنری، اخلاق رسانه‌ای و حفاظت از میراث تصویری کشور وابسته خواهد بود.

 


منبع خبر:

این گزارش بر پایه اطلاعات تاریخی منتشرشده از سوی موزه متروپولیتن نیویورک، کتابخانه کنگره آمریکا، وزارت فرهنگ فرانسه، موزه ملی هنر آسیایی اسمیتسونین و پایگاه رسمی World Photography Day تنظیم شده است.