مقاله اولریش فیسترر با واکاوی پیشینه و اصول تاریخ هنر جهانی، نگاه تازهای به تحول رویکردهای هنری از سال ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ ارائه میدهد.
به گزارش پایگاه خبری هنری بُراق حامیم و بنا بر تحلیلهای منتشرشده در پایگاه اسنادی دانشگاه هایدلبرگ، اولریش فیسترر، تاریخنگار برجسته هنر، در مقالهای با عنوان «Origins and Principles of World Art History – ۱۹۰۰ (and 2000)» به بررسی بنیادین ریشههای شکلگیری «تاریخ هنر جهانی» پرداخته است؛ رویکردی که امروزه یکی از مهمترین شاخههای مطالعات هنر در جهان دانشگاهی و موزهای محسوب میشود.
فیسترر در این مقاله تأکید میکند که بسیاری از پژوهشهای معاصر درباره تاریخ هنر جهانی، خود را بهعنوان «نقطه آغاز» این جریان معرفی میکنند؛ اما واقعیت آن است که ریشههای نظری و تاریخی این نگاه، بسیار قدیمیتر از آن چیزی است که برخی آثار جدید ادعا میکنند. او با اشاره به کتابهایی مانند Real Spaces نوشته دیوید سامرز و Atlas of World Art اثر جان اُنیانس یادآور میشود که این آثار هرچند نوآوریهایی دارند، اما بر بستری از اندیشههای قرن بیستم استوارند و نمیتوان آنها را نقطه شروع مطلق دانست.
بخش نخست مقاله به بررسی شکلگیری اندیشه «هنر جهانی» در حوالی سال ۱۹۰۰ در آلمان اختصاص دارد. فیسترر نشان میدهد که چگونه ترکیب انسانشناسی، روانشناسی تجربی و نظریه تکامل فرهنگی، زمینهای برای توسعه تاریخ هنر تطبیقی و جهانی فراهم کرد. او شخصیتهایی مانند گوتفرید سمپر را نمونهای مهم از این دوران معرفی میکند؛ نظریهپردازی که با «مادهگرایی عملکردی» خود معتقد بود فرمهای هنری را باید بر اساس مواد، تکنیک ساخت و کارکرد اجتماعی آنها تحلیل کرد. این نگرش بعدها در مطالعات تطبیقی هنر فرهنگها تأثیر جدی گذاشت.
در ادامه، فیسترر به نقش روانشناسی تجربی در شکلگیری تاریخ هنر جهانی میپردازد؛ رویکردی که تلاش داشت تواناییهای بصری و خلاقانه انسان را پدیدهای ذاتی و جهانی بداند. از نگاه او این نوع تحلیلها، که بعدها «روانشناسی روان–تاریخ» نام گرفت، پایه مهمی برای مقایسهی هنر فرهنگهای مختلف فراهم ساخت.
بخش دوم مقاله به نقدها و تنشهای موجود در این رویکردها اختصاص یافته است. فیسترر توضیح میدهد که برخی نظریهپردازان اولیه تاریخ هنر جهانی تحت تأثیر گرایشهای نژادی، ملیگرایی افراطی یا سلسلهمراتب فرهنگی بودند؛ گرایشهایی که بعدها با نقدهای جدی مواجه شد. او تصریح میکند که مقایسه هنر در سطح جهانی بدون درک مفاهیم متفاوت زیبایی، فرم و معنا در فرهنگهای مختلف، میتواند باعث تحریف یا سادهسازی تاریخی شود.
فیسترر یک ساختار سهبعدی برای تاریخ هنر پیشنهاد میدهد که در آن روایتهای منطقهای، ملی و جهانی نه در تعارض، بلکه در تعامل با یکدیگر قرار میگیرند. این مدل ترکیبی به گفته او میتواند راهحلی برای بسیاری از مشکلات روششناختی مطالعات هنر باشد؛ زیرا از یکسو اهمیت روایتهای محلی را حفظ میکند و از سوی دیگر امکان بررسی فرآیندهای تبادلی و تأثیرات متقابل فرهنگی را فراهم میآورد.
در بخش پایانی مقاله، نویسنده اصول کلیدی تاریخ هنر جهانی را برمیشمارد: تنوع فرهنگی و چندصدایی، تعامل میان فرهنگها، نگاه تحلیلی مبتنی بر روشهای علمی، بازاندیشی مداوم و رویکرد انتقادی، و نهادیسازی این تفکر در ساختارهای پژوهشی و دانشگاهی. او تأکید میکند که تاریخ هنر جهانی تنها یک نظریه نیست، بلکه باید به تغییر در شیوه آموزش، موزهداری و پژوهش منجر شود.
فیسترر نتیجه میگیرد که تاریخ هنر جهانی در عصر معاصر نه یک جایگزین برای تاریخ هنر سنتی، بلکه یک لایه ضروری و تکمیلکننده است. او تغییر این رویکرد را بازتابی از تحولات فکری، اجتماعی و نهادی در یک قرن گذشته میداند؛ تحولی که بهویژه در دنیای امروز، با افزایش تبادلات فرهنگی و تعاملات هنری جهانی، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
انتشار ترجمه فارسی مقاله « بررسی ریشهها و اصول تاریخ هنر جهانی» نوشتهٔ اولریش فیسترر
مقاله پژوهشی ارزشمند «Origins and Principles of World Art History» نوشتهٔ اولریش فیسترر، پژوهشگر برجسته حوزه تاریخ هنر، با ترجمهای دقیق و روان توسط محمد سلیمانیفر منتشر شد. این مقاله به بررسی ریشهها، مبانی نظری و چالشهای شکلگیری «تاریخ هنر جهانی» میپردازد و یکی از منابع مهم مطالعات هنر تطبیقی در دانشگاههای اروپا محسوب میشود.
در نسخهٔ ترجمهشده، تلاش شده است مفاهیم کلیدی فیسترر — از جمله نقد رویکردهای اروپامحور، تحول روششناسی تاریخ هنر، نسبت میان مطالعات تطبیقی و جهاننگری فرهنگی، و چگونگی شکلگیری روایتهای جهانی هنر — با بیانی شفاف و قابلفهم برای پژوهشگران و علاقهمندان ایرانی ارائه شود.
محمد سلیمانیفر در این ترجمه، ضمن وفاداری به ساختار پژوهشی متن اصلی، کوشیده است اصطلاحات تخصصی تاریخ هنر را با معادلهای دقیق و رایج در ادبیات دانشگاهی ایران تطبیق دهد تا درک بهتر و کاربردیتری برای هنرمندان، دانشجویان و پژوهشگران فراهم شود.
این ترجمه بخشی از پروژهٔ بزرگتری است که هدف آن معرفی منابع معتبر هنر جهان و فراهم کردن بستر لازم برای مطالعات میانرشتهای هنر در ایران است.
ترجمه کامل این مقاله در قالب فایل PDF آماده شده و برای استفاده پژوهشگران و علاقهمندان حوزه تاریخ هنر در دسترس قرار گرفته است.

مطالب جالب
علی خسروی
پایان کالوین تامکینز؛ پایان یک قرن روایتگری هنر
حضرت علی (ع)، امیرالمومنین